جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
127
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
تمهيد اول [ جايگاه مقام وزارت در امر حكومت ] بدانكه وزارت تلو سلطنت و ركن اعظم مملكت است و هيچ پادشاهى و سلطانى بدون وزير صالح ، مشفق ، كافى ، داهى ، عالم ، عاقل ، امين ، واقف ، جهانديده ، كاردان ، صاحب همّت و مروّت ، نيكو خلق ، ديندار و پاك اعتقاد ، امر سلطنت و پادشاهى او نمىگذرد و بودن وزير لازم و لابدّ مىباشد تا آنكه سلطان در جمله احوال خصوصا و عموما با او مشاورت نمايد و جملگى اركان دولت ، نوّاب حضرت و عامه رعيت ، مراجعت به او نمايند و پادشاه به جهانگيرى و فراغت و آنچه شرايط و آداب و ناموس سلطنت است ؛ مشغول تواند بود و الا قيام نمودن پادشاه به احكام و به شيوه وزارت باعث مىشود كه از شوكت سلطنت ، جهاندارى ، جهانگيرى و آداب و ناموس سلطنت باز بماند و در اين صورت احوال مملكت و رعيت مختل مىگردد . و از اينجاست كه در حديث نبوى وارد شده است كه « اذا اراد اللّه بملك خيرا جعل له وزيرا صالحا فان نسى ذكره و ان ذكر اعانه » « 1 » . يعنى هر وقت كه اراده بنمايد خداوند تبارك و تعالى در حق پادشاهى هر خير و خوبى را ، هر آينه قرار مىدهد از براى او وزير صالح و نيكويى را ، يعنى موصوف به صفاتى كه مذكور شد . پس اگر پادشاه را فراموشى عارض شود در امرى ، وزير او را يادآورى نمايد و اگر ياد دارد وزير او را اعانت نمايد . به داناى فرماى همواره كار * چه خواهى كه كارت بود چون نگار
--> ( 1 ) . بحار 72 : 395 / 75 و باب 81 و كنز العمال 6 : 14 / 14629 و 14630